حال و هوای جام جهانی بین مدافعان حرم/ ما افغانستانی‌ها دلمان برای ایران می‌تپد

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، شاید زمانی که قرعه‌کشی‌های جام‌جهانی انجام‌ شد و ایران در گروه مرگ مقابل اسپانیا، پرتغال و مراکش قرار گرفت، کسی فکرش را هم نمی‌کرد تیم‌ملی فوتبال ایران با پیروزی یک بر صفر مقابل مراکش، شکست یک بر صفر مقابل اسپانیا و یک بر یک برابر پرتغال ظاهر شود، برای آنکه روحیه بازیکنان تیم ملی حفظ شود عده‌ای خودشان را به روسیه رساندند و در آنجا این تیم را تشویق کردند و در داخل کشور هم تعداد بسیاری از مردم پس از انجام این بازی‌ها با حضور در خیابان‌ها به ابراز شادمانی می‌پرداختند و این‌گونه حمایت خودشان را از تیم ملی ایران ابراز می‌کردند.

هرچند که نمی‌شد در آن لحظات به خانه تک‌تک مردم ایران رفت و از حال‌و‌هوای آنان در آن ایام جویا شد، اما هم حضور در خیابان‌ها و هم برخی از کلیپ‌ها و تصاویر در فضای مجازی این موضوع را تأیید می‌کرد که دل‌ همه مردم ایران با بازیکنان کشورشان است، اما در این میان جایی آن سوتر از ایران بود که افرادی در آن حضور داشتند و دلشان با کشور ایران بود، اما متأسفانه دوربینی نبود تا در آنجا لحظات شادمانی آن‌ها و مشقات مشاهده آن بازی‌ها را ثبت کند.

البته آن مکان در طول سال بارها و بارها رسانه‌ای شده بود، اما نه با نام فوتبال، بلکه به‌ نام جنگ، دفاع، مقاومت و در برخی از جاها به‌ نام کشتار.

نام سوریه را در طول سال با این عناوین بارها و بارها از طرق مختلف می‌شنویم و می‌بینیم، اما کمتر از ابعاد پنهان آن که دارای روند و جریان زندگی است اطلاع یافته‌ایم.

سید روح‌الله حسینی عضو گروه رسانه لشکر فاطمیون مدتی است که از سوریه به ایران بازگشته است و گفتنی‌های جالبی از حال‌وهوای مدافعان حرم هنگام بازی‌های جام‌جهانی دارد که در این گفت‌وگو با ما در میان می‌گذارد.
 
فارس: کمی از حضور اخیرتان در سوریه بگویید. 

طبق سنت حسنه‌ای که همیشه برقرار است، طلاب در ماه مبارک رمضان به مساجد و هیئات مذهبی مختلف می‌روند و به امر تبلیغ می‌پردازند، بنده هم از این امر مستثنی نبودم و توفیقی حاصل شد در این ماه در مناطق عملیاتی سوریه بین رزمندگان و مدافعین حرم لشکر فاطمیون باشیم و در این زمینه به آنها خدمت برسانیم.

من در این مدت به‌ غیر از منطقه حلب در مناطق شرقی سوریه حضور داشتم.

فارس: هرچند که از ماه مبارک رمضان مدت زیادی گذشته‌ است، اما بفرمایید حال‌وهوای رزمندگان لشکر فاطمیون در آن ایام چگونه بود؟ 

رزمندگان در این ماه عالَم دیگری دارند، من در بیشتر سنگرهای رزمندگان حضور داشتم، آنها در آنجا در گروه‌های کوچک چند نفره و در دمای بالا در چادر مستقر هستند و آبی هم که مصرف می‌کنند تقریباً رو به جوش است و از طرف دیگر هنگامی هم که شب می‌شود آنها با پشه‌ها سروکار دارند؛ با این حال مشاهده می‌کنیم که تقریباً ۸۰ درصد رزمندگان با چنین شرایطی روزه می‌گیرند و اعمال عبادی‌شان مثل قرائت قرآن و نماز جماعت برقرار است! در کنار این موضوع، اخلاص رزمندگان برای من خیلی جالب بود.

بعضاً با وجود خستگی‌هایی که این مناطق دارد، شاید رمقی برای برگزاری اعمالی مانند شب‌های قدر نباشد؛ اما با این حال تقاضای رزمندگان در زمینه حضور مداح و روحانی بین آنها برای احیای این شب بسیار زیاد بود و این در حالی بود که ما روحانی و مداح به‌ اندازه کافی نداشتیم، اما با این حال سعی می‌کردیم به اندازه توان رزمندگان را در یک جا جمع کنیم و اعمال این شب را به‌ جای آوریم.

فارس: تا چه زمانی در سوریه بودید؟ 

حضور من در سوریه تا زمان بازی‌های جام‌جهانی، به‌ خصوص بازی‌های ایران ادامه پیدا کرد.

رزمندگان در این ماه عالَم دیگری دارند، من در بیشتر سنگرهای رزمندگان حضور داشتم، آنها در آنجا در گروه‌های کوچک چند نفره و در دمای بالا در چادر مستقر هستند و آبی هم که مصرف می‌کنند تقریباً رو به جوش است و از طرف دیگر هنگامی هم که شب می‌شود آنها با پشه‌ها سروکار دارند؛ با این حال مشاهده می‌کنیم که تقریباً ۸۰ درصد رزمندگان با چنین شرایطی روزه می‌گیرند و اعمال عبادی‌شان مثل قرائت قرآن و نماز جماعت برقرار است! در کنار این موضوع، اخلاص رزمندگان برای من خیلی جالب بود

فارس: کمی از حال و هوای رزمندگان در این ایام بگویید. آیا آنها هم پیگیر بازی‌های ایران بودند؟ 

قبل از پرداختن به موضوع جام‌جهانی لازم است به نکته‌ای اشاره کنم، متأسفانه در برخی اوقات بچه‌های لشکر فاطمیون تافته‌ جدا بافته از ایران حساب می‌شوند و وقتی به‌ طور مثال ببینیم که یک غیرایرانی قلبش برای ایران می‌تپد برایمان عجیب به‌ نظر می‌رسد!

به‌ عنوان مثال در میدان ولیعصر(عج) تهران طرحی پیرامون حضور ایران در جام‌جهانی با این عنوان زده‌ بودند: «یک ملت، یک ضربان»، اما من همان ایام با انتشار تصاویری با همین موضوع در صفحه مجازی‌ام در اینستاگرام، نوشتم: «فراتر از یک ملت یک ضربان» چراکه هم برای من که متولد ایران هستم، اما پدر و مادرم متولد افغانستان هستند، هم برای کسانی‌ که انقلاب‌ اسلامی‌ ایران برایشان مهم است، پیروزی تیم‌ فوتبال ایران فوق‌العاده ارزشمند است؛ به یاد دارم که هنوز بازی‌های جام‌جهانی شروع نشده‌ بود که بسیاری از بچه‌های رزمنده لشکر فاطمیون زمان و تاریخ بازی‌های ایران را از هم می‌پرسیدند تا بتوانند برنامه‌ریزی کنند و این بازی‌ها را از آنجا ببینند، چراکه در آنجا ابزاری مثل اینترنت به‌ راحتی اینجا در دسترس نیست و به‌ سختی می‌شود چنین رخدادی را مشاهده کرد، چون هر گیگ اینترنت در آنجا به پول ایران معادل ۵۰ هزار تومان است!

فارس: پس رزمندگان و مدافعان‌ حرم چگونه این بازی‌ها را می‌دیدند؟ 

بازی نخست ایران که مقابل مراکش بود من در تدمر بودم، از قبل عده‌ای خبر داشتند که در آنجا موتور برق، ماهواره و تلویزیونی است و می‌شود از این طریق با انجام اقداماتی آنتنش را وصل کرد تا بلکه شبکه‌های ایران قابل رویت باشد.

وقتی رسیدم مشاهده کردم بچه‌های رزمنده از صبح در تدارک هستند تا لوازم تماشای این بازی فراهم شود، برای مثال عده‌ای در فکر تأمین سوخت موتور برق بودند، عده‌ای دیگر از شب گذشته چند بار شبکه سه سیما را از ماهواره تست کرده‌ بودند تا مشکلی پیش نیاید، چراکه این شبکه جزء شبکه‌های کارتی محسوب می‌شود و دارای کد است که به‌ راحتی شبکه را باز نمی‌کند، اما با اوصاف اینترنت که ذکرش رفت، بچه‌ها با جست‌وجوهای فراوان اینترنتی توانستند کد این شبکه را باز کنند؛ به‌ عبارت دیگر این جریان خودش عملیاتی بود که از ۲۴ ساعت قبل‌تر از بازی شروع شده بود! حدود یک ساعت مانده به شروع بازی، سروصدایی از بیرون مقر و محل استقرامان آمد، بعد از مدتی فهمیدیم تعداد کمی از بچه‌های خودمان از مقرهای دیگر هستند چون فهمیده‌اند اینجا بازی ایران و مراکش پخش می‌شود خودشان را رسانده‌ بودند تا این بازی را ببینند.

بازی نخست ایران که مقابل مراکش بود من در تدمر بودم، از قبل عده‌ای خبر داشتند که در آنجا موتور برق، ماهواره و تلویزیونی است و می‌شود از این طریق با انجام اقداماتی آنتنش را وصل کرد تا بلکه شبکه‌های ایران قابل رویت باشد

با همه این‌ها باز بین دو نیمه برای موتور برق مشکلی پیش آمد و نتوانستیم بازی را کامل ببینیم و نتیجه را از مقر دیگری مطلع شدیم، بعد از این بازی و پیروزی تیم ملی ایران بچه‌ها تصمیم گرفتند به‌ مناسبت این پیروزی، یک تیر هوایی به‌عنوان «شادیانه» شلیک کنند؛ مسؤول مقر با این کار مخالف بود، اما با اصرار زیاد بچه‌ها بالاخره یک نفر یک تیر شلیک کرد، پس از شلیک نخستین تیر هوایی بقیه رزمندگان هم به‌‌ نشانه ابراز خوشحالی، تیراندازی هوایی کردند و آن شب این‌گونه به پایان رسید!

فارس: از بین رزمندگان کسی در آنجا نذر و نیازی برای موفقیت تیم‌ملی ایران داشت؟

من در حقیقت نگاهم به بازی‌ مثل فوتبال ورزشی است و نه برد و باخت؛ معتقدم اگر هم کسی ببازد ورزش و مسابقه است و این مسائل پیش می‌آید، اما برایم جالب بود که در بین بچه‌های رزمنده افرادی بودند که خیلی با دقت بازی را نگاه می‌کردند و برای پیروزی ایران دعا می‌کردند و صلوات می‌فرستادند یا حتی یکی‌ دیگر از بچه‌ها برای پیروزی تیم ایران نذر کرده‌ بود و ۳ عدد پودر شربت خرید و با آب یخ مخلوط و بین بچه‌ها توزیع کرد.

در همین‌جا باید متذکر شوم که در آنجا رزمنده‌ها به‌ لحاظ مالی پول زیادی را در اختیار ندارند و اگر هم مبلغی به آنها بدهند در پایان دوره حضورشان در سوریه است.

فارس: پس این خریدها چگونه انجام می‌شود؟ 

برای مثال در همانجا بعضی از بچه‌ها می‌گفتند پولی بگذارید وسط تا برای تماشای بازی ایران کمی تخمه بخریم! حالا تخمه چطوری و از کجا پیدا می‌شود؟! مگر کار راحتی است؟ برای این کار باید به آن شخصی که برای مثال از حمص می‌آید به سمت تدمر از فلان مغازه‌ای که لب جاده مانده است، تخمه را بخرد، برای ما بیاورد و ما در تدمر پولش را با خریدار حساب کنیم! 

فارس: تمامی بازی‌های ایران را شما در آنجا مشاهده کردید؟

خیر، هنگام بازی ایران و اسپانیا من دمشق بودم، در آنجا وضع کمی بهتر بود و چند تلویزیون در مقر وجود داشت و در آنجا هم حال‌وهوای رزمندگان به همین صورت بود، اما بازی ایران و پرتغال را در ایران بودم و از حال‌وهوای این بازی در آنجا مطلع نیستم، اما جالب است بدانید که حتی با اینکه بازی‌های ایران تمام شده است، اما برخی از دوستانم از آنجا می‌گویند که هنوز عده‌ای دارند بازی‌های جام‌جهانی را پیگیری می‌کنند تا ببینند کدام بازی را آقای فغانی داوری می‌کند تا آنها آن بازی را از آنجا ببینند! 

برای مثال در همانجا بعضی از بچه‌ها می‌گفتند پولی بگذارید وسط تا برای تماشای بازی ایران کمی تخمه بخریم! حالا تخمه چطوری و از کجا پیدا می‌شود؟! مگر کار راحتی است؟ برای این کار باید به آن شخصی که برای مثال از حمص می‌آید به سمت تدمر از فلان مغازه‌ای که لب جاده مانده است، تخمه را بخرد، برای ما بیاورد و ما در تدمر پولش را با خریدار حساب کنیم! 

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنم که این رزمندگان همان افرادی هستند که متأسفانه در برخی جاها با بی‌مهری از سوی برخی از ایرانی‌ها مواجه می‌شوند، اما امثال فاطمیون پای اعتقادشان ایستاده و با وجود این بی‌مهری‌ها در کنار انقلاب اسلامی ایران می‌مانند.

==================

گفت‌وگو از سید شهاب ابراهیمی حسینی

==================

انتهای پیام/ذ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *