مساله محوری و دستاورد اجرای طرح قطب‌های فکری/ پشتیبانی مقام معظم رهبری از طرح تحول دفتر تبلیغات

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به عنوان نماد روشنفکری حوزه در افق چشم‌انداز ۲۰ ساله نظام، تصویر آینده خود را با رویکردی فعال و پویا و با هوشمندی نسبت به چالش‌های پیش‌رو و معطوف به توسعه دین‌مداری در جامعه که از ضرورت‌های تمدن سازی اسلامی و لازمه تحقق چشم‌انداز بیست ساله نظام است، ترسیم کرده است به گونه‌ای که مهم‌ترین فراز اصلی آن «اصلی‌ترین تأمین‌کننده نیازهای معرفتی و انسانی(نرم‌افزاری) عرصه فرهنگ برای توسعه و تعمیق دین‌مداری است.

با تصویب هیأت امنای دفتر تبلیغات اسلامی، رویکرد مساله محوری در برنامه‌های این دفتر اتخاذ شده و با انجام مطالعات گسترده در حوزه فرهنگ و با عنایت به ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه مجموعه، مسائلی کلیدی به‌عنوان محور برنامه‌ها و اقدامات این دفتر انتخاب شد.

از این رو به منظور بررسی ضرورت و روند حرکت به سمت مساله محوری و تحول سازمانی و همچنین نتایج حاصل از این حرکت و دستاوردهای تاسیس قطب‌های فکری و فرهنگی با حجت‌الاسلام والمسلمین احمد واعظی رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم گفت‌وگو کردیم.

* ضرورت حرکت به سمت مسئله محوری در نهادی مثل دفتر تبلیغات اسلامی از نظر هیأت امناء و جنابعالی چه بوده است؟

پاسخ به این پرسش برمی‌گردد به اینکه ما مروری بر تاریخچه دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم داشته باشیم، دفتر تبلیغات به عنوان یک نهاد انقلابی در اردیبهشت سال ۵۸ به پشتیبانی امام خمینی(ره) تأسیس شد و در این سال‌ها فعالیتش معطوف به تبلیغ دین و نشر فرهنگ انقلاب در اقصی نقاط کشور و پشتیبانی از جبهه‌ها و اعزام مبلغ به جبهه‌ها و … شده است و به مرور با توجه به شرایطی که پیش می‌آمد این نهاد با توجه به وظایفی که تشخیص می‌داد بخش‌هایی را تأسیس می‌کرد و به تعبیر بنده دفتر تبلیغات اسلامی وظیفه‌گرا بود و حسب وظیفه و نیاز، اقدام به تأسیس بخش‌ها و مراکز می‌کرد و به تدریج این وظیفه‌گرایی موجب شد که دفتر در مسیر کارکردگرایی افتاده، به این معنی که برای هر بخش و نهاد و یا مرکز تأسیس شده کارکردهایی را تعریف کند.

وقتی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، مؤسسه امام رضا(ع)، شعب و نمایندگی‌ها، مدرسه معصومیه به عنوان حوزه علمیه خواهران، بوستان کتاب و بخش فرهنگی هنری و دیگر مراکز تاسیس می شود اگر هر کدام از این‌ها کارکردهایی برایش تعریف شود تا قبل از تأسیس قطب‌های علمی و فرهنگی و مسأله محوری ما با رویکرد وظیفه‌گرایانه و کارکرد گرایانه در دفتر تبلیغات روبه‌رو هستیم.

تشخیص ما این بود که الان وضعیت دفتر مانند جزایر پراکنده‌ای بود که هرکدام رسالت‌ها و وظایف و کارکردهای خود را دنبال می‌کنند، در حالی که نیاز به تغییر آهنگ دیده می‌شد؛ آن تغییر این بود که از کارکرد محوری به سمت مسأله محوری حرکت کنیم. یعنی در مرحله و گام اول تشخیص دهیم که در جامعه امروز ایران چه فهرستی از مسائل مهم و اساسی فرهنگی و علمی وجود دارد و در گام دوم ببینیم که مزیت نسبی دفتر در کجاست و چه بخش از این مسائل را دفتر تبلیغات اسلامی باید عهده‌دار شود.

از این‌رو در هیأت امنا به کمک مرکز برنامه‌ریزی دفتر مطالعاتی انجام شد و مسائل کشور در حوزه فرهنگ و دین را احصاء کردیم و در میان این سلسله از مسائل، تعدادی موضوع را انتخاب کردیم و به عنوان مسائلی که دفتر باید در جهت کمک به حل این مسائل تلاش کند در نظر گرفتیم.

این مسائل عبارتند از فرق انحرافی و باور‌های انحرافی در جامعه، ضعف اخلاق فردی و اجتماعی، مسائلی که در رابطه با نظام سیاسی اسلامی وجود دارد، مسائل اجتماعی ایران اسلامی، بحث علوم انسانی اسلامی، بحث تقویت علوم اسلامی، بحث تحکیم نظام خانواده، بسط فرهنگ قرآنی و… و گفتیم که دفتر تبلیغات اسلامی باید به سمت کمک به حل این مسائل برود.

در مرحله بعد برای هر تعداد از مسائلی که به هم نزدیک بود یک قطب درست کردیم و برای هر مسأله یک میز تخصصی ایجاد شد که در این میزها از افراد صاحب‌نظر از میان مدیران دفتر، اعضای هیأت علمی و افراد صاحب نظر بیرون از سازمان دعوت کردیم و حول هر مسئله صاحب نظران حدود ۶ ماه بحث و گفت‌وگو کردند و رفت و برگشت میان صف‌های دفتر و این میزها فراهم آمد و یک بسته جامع اقدامات ۵ ساله برای هر مسأله طراحی شد.

ضرورت اینکه به این سمت حرکت کنیم به خاطر بحث تجمیع قوای خودمان و به خدمت گرفتن صف‌های متکثر برای اهداف مشخص بود، چراکه پیش از اینکه مسأله محوری اتفاق بیفتد هر صف و هر مرکز کارکردهای خودش را دنبال می‌کرد، اما الان این اتفاق افتاده است که بخش‌های مختلف دفتر پراکنده نباشند و برای حل مسائل خاصی تجمیع شوند. مثلاً وقتی می‌گوییم باید برای تحکیم نظام خانواده کار کنیم، مسأله آن میز شد بحث طلاق و اینکه ما کاری کنیم که طلاق در کشور کاهش پیدا کند که این کار هم احتیاج به کار پژوهشی دارد و هم نیاز به کار آموزشی و کادرسازی دارد و باید مبلغانی آموزش ببینند و برای این منظور در بدنه جامعه کار کنند که در این جا پای معاونت فرهنگی و تبلیغی به میان می‌آید.

از طرف دیگر لازم است از ظرفیت هنر هم استفاده شود که در این جا پای مرکز فرهنگی و هنری به میان می‌آید و همچنین باید از ظرفیت فضای مجازی هم استفاده شود که پای اداره‌کل تبلیغ نوین به میان می‌آید؛ اکنون می‌بینیم که برای یک مسأله بخش‌هایی که قبلا با هم کاری نداشتند الان با هم کار می‌کنند.

مثلاً در رابطه با مبارزه با فرق انحرافی وقتی مسأله وهابیت و جریان‌های تکفیری مطرح شد ما طراحی کردیم که پنج سال در این زمینه در کشور کار کنیم، بنابراین باید کار در عرصه‌های پژوهشی، آموزشی، تبلیغی، هنری و فضای مجازی باید صورت بگیرد، یعنی در واقع مسأله محوری حلقه وصل شد که بخش‌های مجزای دفتر که در گذشته جزایر پراکنده‌ای با وظایف و کارکردهای خاص بودند الان حول یک مسئله با هم همکاری کنند.

*روند حرکت به سمت تحول سازمانی دفتر تبلیغات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

واژه تحول سازمانی با مسأله محوری فرق دارد. تحول سازمانی ابعاد و ارکان مختلفی دارد؛ مثلاً برای تحول در سازمان باید بهره‌وری را در آن سازمان افزایش دهیم که یک ضلع آن چابک‌سازی است و باید سازمان خود را از حالت بسط ناروای تشکیلاتی و ساختاری و بدنه کم تحرک و گسترده به سازمانی چابک تبدیل کند. ضلع دیگرِ تحول سازمانی بحث یادگیرنده بودن سازمانی است و ضلع دیگر هم بحث اصلاح فرایندها است؛ یکی از ابعاد تحول سازمانی این است که سازمان قوانین و فرایندهای خود را اصلاح کند که اگر بروکراسی گسترده در آن سازمان وجود دارد با اصلاح فرایندها آن بروکراسی تعدیل شود و جای خود را به فرایندهای مؤثر و سریع و دقیق بدهد؛ بنابراین برای تحولات سازمانی باید اتفاقات متعددی بیفتد، اما فکر ما این است که مقوله مسأله محور کردن سازمان گام بسیار بلندی به سمت تحول سازمانی است.

وقتی سازمانی مسأله محور شد یعنی زمینه یادگیرنده بودن سازمان را فراهم کرده‌ایم زیرا سازمان وقتی می‌خواهد یک مسئله را حل کند با محیط و فعالیت‌های متنوع درگیر می‌شود و می‌تواند از محیط یاد بگیرد و با آزمون و خطا دانش سازمانی خود را بالا ببرد. وقتی سازمان را مسأله محور می‌کنید مجبور به اصلاح فرایندها می‌شوید؛ چراکه فرایند انجام امور براساس کارکردگرایی با مسأله محوری فرق دارد و باید اصلاح فرایند کنیم و بخش‌های زائد را حذف کنیم و بخش‌هایی را پر تحرک کنیم؛ به نظر من اگر چه تحول سازمانی مقوله‌ای فراتر از مسأله محوری است، اما مسأله محور کردن سازمان، دالانی است که تحول سازمانی را تسریع و زمینه‌های تحول سازمانی را ایجاد می‌کند.

*راه‌اندازی سامانه قطب‌های فکری فرهنگی در دفتر به چه صورتی انجام گرفت؟ چه تدابیری به منظور کاهش آسیب‌ها و یا مخالفت‌های احتمالی اندیشیده شد؟

به طور کلی هر وقت در هر سازمانی که شما بخواهید ایده و طرحی نو را پیاده کنید طبعاَ سازمان خو گرفته به نظم موجود مقاومت می‌کند که اصطلاحا به آن change insurgency یعنی مقاومت در مقابل تغییر می‌گویند که حتی در زندگی فردی افراد هم وجود دارد و چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی و چه در زندگی سازمانی، افراد وقتی به یک روش خو می‌کنند و وقتی ایده نو و طرحی نو ارائه می‌کنند، افراد مقاومت می‌کنند و در این صورت به ناچار باید اقناع سازمانی صورت بگیرد.

مسأله محوری یک ایده نخبگانی بود و در هیأت امنا مطرح شد و زمانی که بنده تصمیم گرفتم این ایده را اجرایی کنم اوایل سال ۹۳ بود. خلاقیت‌هایی را به خرج دادیم و ایده قطب‌ها را مطرح کردیم و گفتیم که در قالب میزهای تخصصی اجرا شود؛ این طرح قطب‌ها کاملاَ بدیع است و هیچ جا مسبوق به سابقه نیست و کاملاً بومی و ابتکاری است و از درون خلاقیت‌های محیطی دفتر تبلیغات اسلامی جوشیده است و با یک همفکری جمعی خاص غنا پیدا کرد تا وقتی که برای خودمان ابعاد این طرح جدید روشن شد و یک ذهنیت جمعی روشنی پیدا کردیم و به یک وفاقی رسیدیم و در مرحله بعد ما رؤسای قطب‌ها را تعیین کردیم و آنها هم به این قصه ورود پیدا کردند و تدریجاَ کار را به جلو بردیم.

وقتی کار برای خودمان روشن شد باید مدیران را قانع می‌کردیم که این کار زمان برد و البته طبیعی هم بود زیرا وقتی افرادی که با کارکردهای خاص خو گرفته‌اند را شما بخواهید در فضای جدیدی بیاورید که کار کنند در مقابل این کار موضع می‌گیرند؛ به طور کلی فرایند اقناع سازمانی حدود ۶ ماه طول کشید و مدیران ارشد را دو روز به منطقه «وسف» بردیم و جلسات فشرده‌ای داشتیم و کم‌کم بدنه مدیریتی دفتر با این ایده آشنا شد و همراه شد و سعی کردیم کار را پیش ببریم و الان در مجموعه نهادینه شده است و البته ممکن است نارسایی‌ها و ضعف‌هایی داشته باشد ولی به عقیده بنده که مجری این طرح هستم تاکنون نتیجه بخش بوده است.

یکی از هدف‌گذاری‌های اصلی هیأت امنا در بحث قطب‌ها این است که روزی برسد که ۷۰ درصد برنامه‌هایی که در دفتر اجرا می‌شود قطبی باشد و الان طبق آمار رسمی مرکز برنامه‌ریزی ما از ۷۰ درصد عبور کردیم و بیش از ۷۰ درصد از بودجه دفتر از مسیر قطب‌ها صورت می‌گیرد و الان هیچ برنامه جدیدی در دفتر اجرا نمی شود مگر اینکه از مسیر قطب‌ها باشد؛ یعنی ما از برنامه‌های پراکنده به سمت برنامه‌های جهت‌دار حرکت کردیم و باید تلاش کنیم این برنامه‌ها بتواند بیشتر اثربخش باشد و بتواند اثر خود را در جامعه بگذارد.

* اکنون بعد از گذشت چند سال از اجرای طرح قطب‌های فکری و فرهنگی و استقرار این سامانه نتایج تحول را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه نمره‌ای به خودتان و مجموعه می‌دهید؟

اگر بخواهم فهرستی از دستاوردهای این طرح بدهم، نخستین مسئله پویش سازمانی و تحرک سازمانی و مقابله با روزمرگی است؛ تمام نهادهای انقلابی و سازمان‌ها به شکل طبیعی در معرض رخوت، رکود و روزمرگی هستند و همیشه این طور است که سازمان‌های انقلابی و نهادهایی که براساس اهداف ایدئولوژیک و اهداف انقلابی تأسیس می‌شوند اولش گرمی و حرارت و شور و نشاط است و آرام‌آرام این شور و نشاط کم می‌شود و روز مرگی و نخوت حاکم می‌شود، بنابراین بر عهده مدیران ارشد این نهادها است که روح تحرک و نشاط و پویش را در مجموعه بدمند و به نظر من کمترین کارکرد مسأله محوری و قطب‌های فکری و فرهنگی در دفتر تبلیغات اسلامی این بود که به سمت حل مسائل جامعه بروند و فکر کنند و طرح بدهند و ایده پردازی کنند؛ بنابراین ما هیأت علمی و مدیران ارشد و میانی و صف‌ها را پای کار آوردیم که برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی از قبیل افزایش طلاق و فرق انحرافی و ضعف اخلاق فردی و اجتماعی تلاش کنند و این یک تحرک و پویش  است و یکی از دستاوردهای مهم مسأله محوری در دفتر تبلیغات اسلامی محسوب می‌شود.

دستاورد دیگر توجه بیشتر به حوزه فرهنگ عمومی جامعه است. دفتر تبلیغات اسلامی در طول تاریخ تأسیس خود همیشه بین نخبه گرایی و عطف توجه به فرهنگ عمومی در نوسان بوده است. در برهه‌هایی این دفتر بیشتر نخبه‌گرا شده یعنی در پژوهش‌ها و آموزش‌ها به سمت کارهای آکادمیک و مخاطبین نخبه رفته است. به نظر من این مسأله محوری کمک کرد که کفه فرهنگ عمومی و کار دفتر برای فرهنگ عمومی به کفه نخبه‌گرایی و کار برای مخاطبین نخبه و خاص بچربد، نه اینکه ما فتیله نخبه‌گرایی را در دفتر خاموش کنیم بلکه آهنگ رشد نخبه‌گرایی را کند کردیم، چراکه باز هم دفتر تبلیغات اسلامی محصولات زیادی را برای فضای نخبگانی تولید می‌کند، اما با مسأله محوری به سمت حوزه فرهنگ عمومی  جهت‌دارتر شد و اینکه ما بیشتر به آسیب‌های اجتماعی و مسائلی که بدنه فرهنگی جامعه با آن درگیر است توجه کنیم.

دستاورد دیگر که می‌توان به آن اشاره کرد و خیلی‌ها از آن غفلت می‌کنند کادرسازی و تقویت بعد راهبردی مدیران است. در فضای وظیفه‌گرایی و کارکردگرایی مدیر عطف توجه می‌کند به وظایفی که بر عهده دارد و آن کار را انجام می‌دهد، اما ما کاری کردیم که مدیران میانه به فضای تفکر راهبردی بیایند و در فضای طراحی برای کمک به حل مسائل راهبردی کشور کمک کنند و این باعث می‌شود که به مرور و ممارست بین این‌ها خود به خود براساس یادگیرنده بودن سازمانی ما کادر سازی می‌کنیم و الان من به جرأت می‌گویم که من خودم رشد را در مدیران ملموس می‌بینم که وقتی این‌ها در جلساتی بیرون از مجموعه شرکت می‌کنند به لحاظ تجربه‌ای و دید راهبردی نسبت به گذشته تقویت شده‌اند و این نتیجه طبیعی است.

یک دستاورد دیگر حذف و توقف کارهای کم اثر در مجموعه است؛ ما برای اینکه فعالیت‌های دفتر را به سمت برنامه‌های قطب‌ها و میزهای تخصصی و برنامه‌های مسأله محور سوق دهیم، مجبور بودیم که در برنامه‌های جاری خودمان تجدید نظر کنیم و دستور دادیم به تمام مراکز خودمان که کارهای خود را اولویت یک و دو کنند؛ مثلاً اگر مجموعه‌ای ۶ نشریه در یک برهه منتشر می‌کرد الان که نشریات مخاطب ندارند بخشی از این نشریات را حذف کردیم و با توجه به اینکه جامعه و ذائقه و نیازهای آن تغییر کرده، چرا باید راهی را که در یک برهه خوب بوده و الان کارآیی ندارد تا ابد ادامه دهیم.

مثلاً ما در دانشگاه باقرالعلوم(ع) گروه معارف را تعطیل کردیم، چراکه در سال ۸۴ به این نتیجه رسیدیم که دانشگاه باقرالعلوم(ع) دانشجوی معارف تربیت کند به درخواست نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها  قرار بود که کمک کند این نیاز در کشور تأمین شود، اما بعدها نهاد رهبری در دانشگاه‌ها، دانشگاه معارف را تأسیس کرد و دانشگاه تهران هم دانشکده معارف را ایجاد کرد و ما دیدیم که نیاز نیست و این کار را متوقف کردیم و برخی از نشریات را تعطیل کردیم و این هم یکی از فعالیت‌های خوب قطب‌ها بود که پالایش کرد و برخی از برنامه‌های کم اثر را کنار گذاشت و فعالیت‌های مجموعه را برای حل مسائل مطرح شده در قطب‌های دفتر تبلیغات اسلامی جهت‎‌دار کرد.

* نظر مقام معظم رهبری در خصوص تأسیس قطب‌های فکری فرهنگی چه بوده است؟

از همان اول که بنده این طرح را دنبال کردم این طرح را در نوشتاری توضیح دادم و در دفتر حضرت آقا، خدمت حجت‌الاسلام والمسلمین حجازی تحویل دادم و وقتی ایشان طرح را خواندند فرمودند «تحول یعنی این؛ اگر بتوانید اجرایش کنید».

طرح‌های اینچنینی ۵ درصد مربوط به نوشتن و طراحی طرح است و ۹۵ درصد اجرایی کردن طرح ملاک است و ما خیلی پایمردی کردیم تا این طرح را اجرایی کردیم و یکی از دلایلی که من محکم پای اجرای این طرح ایستادم تأییدی بود که مقام معظم رهبری داشتند و در یکی از جلساتی که خدمت ایشان رسیدم در بین گزارشی که مربوط به دفتر می‌دادم  به این فراز رسیدم که ما طرح تحولی هم در دفتر کلید زده ایم که ایشان نگذاشتند جمله من تمام شود و فرمودند که «من خوانده ام و مطلع هستم و خیلی طرح خوبی است و چرا برخی با تو مخالفت می‌کنند؟». یعنی ایشان از جزئیات هم مطلع بودند و وقتی من دیدم که خود حضرت آقا پشتیبانی می‌کنند من با انرژی بیشتری این کار را دنبال کردم یعنی وقتی خواستِ هیأت امنا بود به لحاظ شرعی و قانونی محکم شدیم و حمایت حضرت آقا سبب شد که با انرژی بهتر و بیشتری کار را جلو ببریم.

* آیا با اجرای این طرح روند تحول در دفتر تبلیغات اسلامی پایان یافته است؟

هیچ وقت انسان نباید کار خود را کامل بداند، همیشه احساس رضامندی از روند کار آغاز کم تحرکی، نخوت و رکود است. ما همانگونه که در عرصه اخلاق و تدین باید مطالبه گر نسبت به خود باشیم و نباید حالت غرور و حالت از خود راضی بودن را داشته باشیم از خود راضی بودن در فضای سازمانی هم امر ناپسندی است، بنابراین همیشه باید احساس عقب‌ماندگی کنیم و نسبت به وظایف خود احساس قصور کنیم، اما اگر بخواهیم منصفانه به این مسأله نگاه کنیم من به بحث مسأله محوری در دفتر تبلیغات نمره مثبتی می‌دهم زیرا این حرکت، حرکتی رو به جلو است و داریم ضعف‌هایش را می‌گیریم و امیدواریم تجربه ای موفق و الگویی برای دیگر نهادهای علمی و فرهنگی شود تا از این تجربه بهره مند شوند.

=====================

گفت‌وگو از محمدرضا قربان زاده

=====================

انتهای پیام/ذ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *